تبلیغات
web life - تاکسی یا شخصی؟

تاکسی یا شخصی؟

1395/04/6
13:39
محمد جواد محمدی
شهید سگزآبادی ، یکی از شهدای استان قزوین است ک در زمان 8سال جنگ تحمیلی برای دفاع از کشور ب مرتبه ی شهادت رسید.

آرامگاه این شهید در مزار شهدای محمدیه ، در استان قزوین ، قرار دارد.



قبل از جنگ بود.

شهید سگزآبادی و همسرش در خیابان راه میرفتند.

همسرش حجابی بسیار محکم داشت. با چادری مشکی و پوششی روی صورت.

یک زوج دیگر اتفاقا پشت سر آنها می آمدند.

اما این زوج کمی فرق داشتند.

پسری جوان بود با همسر جوانش.

همسر این جوان ، برخلاف همسر شهید سگزآبادی ، با حجاب بی حجابی ، و با پوشش برهنگی ، درخیابان کنار همسرش راه میرفت.


مثل اینکه میخندیدند . آنهم به همسر شهید سگزآبادی . اورا مسخره میکردند ک چه حجاب مسخره ای دارد!


وقتی کمی گذشت ، شهید سگزآبادی ایستاد. همسرش گفت «لازم نیست چیزی بهشون بگی ولشون کن »

اما او گفت «برای رضای خدا هم  ک شده باید بگم»

از همسرش فاصله گرفت و ب آن پسر جوان گفت « بیا اینجا »

به او گفت « میدونی ... زن من مثل یه ماشین شخصی میمونه ک فقط من سوارش میشم و فقط و فقط مال خودمه ، ولی،   زن تو مثل تاکسی میمونه ...  »


این حرف ب قدری سنگین و عمیق بود ، ک از سرتا پای آن پسر را ب لرزه در آورد.
این حرف آن پسر را خرد کرد و از نو ساخت ، 
آن پسر از این حرف متحول شد ، همسر او نیز پس شنیدن این حرف متحول شد.

اصلا مگر میشود ، کمی انسانیت داشت و متحول نشد؟ 

اگر متحول نشدیم ، بدانیم ک دنیا ، تنها هدیه اش ب ما قساوت قلبمان است.


پس از این ماجرا ، آن پسر با شهید سگزآبادی رفیق شد و زندگی اش از مسیر قبلی فاصله گرفت.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


این داستان  برای همه ماست.   همه  


انتخابمون چیه؟
                           تاکسی یا شخصی؟


هیچکدام از مطالب این وبلاگ نوشته شده یا کپی شده از جای دیگری نیست ، مگر مطالبی که منبع آنها ذکر شوند.
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به web life است. || طراح قالب avazak.ir